ميهن مگ

انواع روش های تدوین و مونتاژ

تدوین بر مبنای حرکت

در این شیوه مونتاژ اولین نما، شخص را در حال انجام کاری نشان می دهد و این نما به نمای دوم برش زده می شود که انجام همان کار را در کادر دیگری ادامه می دهد. زمان دست نخورده و بی مکث باقی می ماند و حرکت ها به نظر پیوسته و آرام می آیند.

تدوین بر مبنای حرکت همانطور که از اسمش پیداست تدوین فیلم بر مبنای حرکت موجود در صحنه است. در این نوع تدوین شما باید استمرار را در صحنه بر مبنای حرکت شخصیت ها یا سوژه ها حفظ کنید. برای همین این شیوه مونتاژ را تدوین حرکت و یا تدوین استمرار می نامند. در این شیوه مونتاژ اولین نما، شخص را در حال انجام کاری نشان می دهد و این نما به نمای دوم برش زده می شود که انجام همان کار را در کادر دیگری ادامه می دهد. زمان دست نخورده و بی مکث باقی می ماند و حرکت ها به نظر پیوسته و آرام می آیند.

به عنوان مثال ، در یک نمای دور (لانگ شات) می توانیم مردی را ببینیم که در کتابخانه نشسته به سمت جلو خم می شود و از روی میزی که پشت آن نشسته کتابی برای خواندن برمی دارد. در نمای نزدیک (کلوز آپ) می توانیم آن مرد را در حالیکه کتاب را در دست دارد ببینیم. در این نما عنوان آن کتاب و چشمان او را در حالیکه صفحات را به تندی از نظر می گذراند را هم می بینیم.

۱- اطلاعات: نمای باز (لانگ شات) ، اطلاعاتی مهم در مورد محل فیلمبرداری، موضوع، زمان مورد نظر در طول شبانه روز- بانشان دادن پنجره و یا روشن بودن چراغ – طرز لباس پوشیدن مرد و عکس العمل های آن مرد اعم از کند ، تند ، عادی و یا غیر عادی را فراهم می کند .

۲- انگیزه: در نمای باز آن مرد کتابی را که روبه رویش روی میز کتابخانه است را برمیدارد . بهترین زمان برش(کات) می تواند لحظة برداشتن کتاب باشد. این حرکت می تواند یک دلیل برای برش زدن باشد. البته می توانید برش زدن را کمی به تاخیر بیندازید و به جای آن زمانی که مرد کتاب را در مقابل صورتش گرفته برش بزنید. این می تواند باعث ایجاد انگیزة یک برش در نمای تقریباً نزدیک (کلوز آپ)عنوان کتاب و چشمان مرد شود.

۳- ترکیب بندی: ترتیب اشخاص، اجسام و مجموعة لباس ها در کادر نمای دور (لانگ شات)، ترکیب بندی خوب موربی را به وجود می آورد. در این نما ما هم پیش زمینه و هم پس زمینه را بخوبی می بینیم.

تمرکز نمای نزدیک(کلوز آپ) بیشتر در مرکز کادر است و جزئیات کتاب، بخش بیشتر فضا را اشغال کرده است. اگرچه ممکن است قراردادن مرد درسمت چپ بیشتر در راستا با قراردادن آن در نمای عریض تری باشد اما عنوان کتاب و نشان دادن چشم های مرد در این نمای جدید مهم تر است پس در این مورد کادر متمرکز از انتقال مطالب داستان مهم تر است.

۴- زاویه دوربین: در نمای باز زاویة دوربین روی سه رخ گونه ی راست مرد است. در نمای نزدیک(کلوز آپ) دوربین به دور یک دایره چرخیده و کاملاً از جلو به صورت مرد نزدیک می شود. تفاوت زاویة دوربین بین این دو نما، برای برش کافی است و برش زدن به آن غلط نیست.

۵- استمرار: مهمترین ویژگی تدوین بر مبنای حرکت، استمرار است و حفظ استمرار حرکت ها در لحظة برش الزامی است. نمای باز، مرد را در حالیکه کتاب را از روی میز برداشته و جلوی صورتش باز می کند نشان می دهد. نمای نزدیک(کلوز آپ) تلاقی برداشته شدن و باز شدن کتاب را نشان می دهد و همچنین با حرکت چشمان مرد روی صفحات کتاب ادامه پیدا می کند. به عنوان تدوین کنندة این حرکت این آزادی عمل را دارید که از «نقطة برداشتن کتاب» آن را ببرید و با نمای دیگر پیوند بزنید. زمانیکه یک حرکت را از میانه آن به نمای دیگری از همین حرکت برش می زنید، بینندگان متوجه این برش نمی شوند وتنها متوجه تطابق نما با اطلاعات جدید در مورد کتاب و چشمان مرد می شوند.

۶- صدا: به علت اینکه این صحنه در یک کتابخانه است صداهای اطراف پراکنده هستند . اما داشتن صداهایی هماهنگ با پیش زمینة محل فیلمبرداری الزامی است . برای مثال صداهایی از قبیل بالا کشیدن بینی یا صاف کردن گلو و یا صدای زمزمة اشخاص داخل کتابخانه حتی می توانید در نمای نزدیک(کلوز آپ) از صدای صفحه های کتاب در حالیکه مرد آن را ورق می زند استفاده کنید.

تدوین بر مبنای حرکت بسیار ساده و رایج است می تواند در صحنه های تعقیب و گریز و یا در ملودرامی با روندی آرام استفاده شود . تا زمانی که حرکت و یا اجرایی پیوسته در صحنه است تدوینگر می تواند از آن برای هماهنگی همان اجرا در صحنة دیگر استفاده کند . اگر تدوین با شش عنصری که ذکر شد مطابقت داشته باشد باید روان و بدون پرش باشد و همچنین استمرار بصری برای داستان فراهم کند.

 

تدوین بر مبنای موقعیت تصویر

در این نوع تدوین برش میان نماهای به گونه ای انجام می شود که بیننده درکی از موقعیت صحنه و موقعیت کاراکترها در صحنه پیدا می کند و نماها به شکلی به هم برش می خورند که زاویه نگاه بیننده را هدایت می کنند. معمولا ً یک عنصر بصری قوی یک سمت کادر را اشغال می کند و توجه را به سمت دیگر کادر سوق می دهد. شیء مورد توجه اغلب درزاویه مخالف کادر است و نیاز بینندگان را برای دیدن چیزی که آن فضای دید را اشغال کرده برآورده می کند .

بعنوان واضح ترین مثال برای درک تدوین موقعیت تصویر می توان از صحنه مکالمه دو نفر نام برد که آنرا با نمای مدیوم لانگ شات از دو نفر که نیم رخشان به دوربین است و رو در روی هم مشغول مکالمه هستند شروع می کنیم . برای اجرای شکل استاندار تدوین چنین صحنه ای، لازم است نماهای مدیوم شات و مدیوم کلوز آپ چنین صحنه ای را نیز داشته باشیم

در هنگام تدوین چنین صحنه ای می توانید از نمای نسبتاً باز دونفره (تو شات) به نمای مدیون شات شخصیت A که در سمت چپ کادر است، برش بزنید. زمانی که مرد صحبت می کند با حرکت دستش به سمت راست کادر اشاره می کند و انگیزه ای برای برش زدن به نمای بعدی است و شما به نمای مدیوم کلوز آپ شخصیت B که در سمت راست کادر ایستاده و فضای مقابلش خالی است برش می زنید. این نمای نزدیک اطلاعات جدیدی را به مخاطب می دهد.

تركيب بندي قرينه به موقعیت صحنه مرتبط است چرا که بیننده اول به سمت چپ کادر برای دیدن شخص A نگاه میکند و بعد باید زاویۀ دید خود را تغییر داده و به نقطه برش برسد تا شخص B را در نمای جدید در سمت راست کادر ببیند . زوایای دوربین به دور فيلمبرداري نيم دايره كاملاً متفاوت است. استمرار دیالوگ با برش از بين نمي روند كه اين به اين معنا است كه صدا نيز پيوسته است و برش چون در میانه دیالوگ و پس از حرکت دست مرد و اشاره او به سمت راست انجام شده به چشم نمی آید..

 

تدوین بر مبنای فورم

بهترين توصيف تدوين بر مبنای اشکال (فورم) مي تواند اين باشد: رفتن از نمایی به نمای دیگر كه از نظر شكل، رنگ، بعد و يا صدا شبیه به هم هستند. اين نوع از تدوين معمولاً در طول نوشتن و يا قبل از مرحله توليد مشخص می شود چرا كه عناصر بصري كه با اين نوع تدوين هماهنگ هستند به رسيدگي دقيق، تنظيم و گاهي مديريت صحنه نياز دارند. به ندرت پيش مي آيد كه تدوين برمبنای فورم فقط از شانس خوب تدوينگر و بدون برنامه ریزی قبلی باشد. اگر از صدا به عنوان محرك استفاده كنيم، تغییر تصویر در تدوين بر مبنای فورم مي تواند یک کات باشد اما در اغلب موارد این تغییر با دیزالو صورت می گیرد. اين مسئله به ويژه زماني اتفاق می افتد که با تغییر دو نما مکان و زمان نیز تغییر کنند. عبارت تطابق تصاوير روي هم اغلب براي توصيف اين نوع از تدوين بر مبنای فورم نیز استفاده مي شود.

بگذارید با یک مثال ساده به شما نشان دهم که منظور از تدوین بر مبنای فورم چیست. در داستاني مردی كه به روستاي كوچك خود بازميگردد رشته اي از نماهاي نزديك شامل چرخ هواپيما ،چرخ ماشين ، چرخ دوچرخه و چرخ يك واگن كه همگي خلاف عقربه هاي ساعت در چرخشند، در حال حركت دیده می شوند. اين سه شكل دايره مانند، يك اندازه بوده و در تنظيم نما داراي مركز يكساني هستند به اين صورت كه مركز هر چهار دايره در وسط كادر است. به عنوان تدوينگر اگر هدف شما كوتاه كردن زمان مسافرت مرد است، مي توانيد به ترتيب از انداختن نماي يك چرخ روي چرخ ديگر استفاده كنيد تا در نهايت به نماي نزديك چرخ واگن برسيد . بعد از آن مي توانيد نماي مرد را در حاليكه در ميان تعدادي بز نشسته و در عقب تصوير ساقه هاي خشك شده در پشت يك واگن را داشته باشيم.

بينندگان متوجه اين صحنه خواهند شد كه تغييرات تصاوير روي هم زمان را كاهش ميدهد . تكامل فني چرخ ها به بينندگان نشان مي دهد كه مرد دورتر مي شود و به روستاي محل زندگي خود مي رود. هماهنگي و تنظيم شكل به نگه داشتن ديد بينندگان در مركز پرده كمك مي كند و تمركز لازم براي درك مطالب به آنها مي دهد. عناصر صدا نيز به حاشيه مي روند به آن معنا كه هرچه از تصويرهاي مختلف به تصوير مشابه ديگري مي رويم طبق حس موقعيت سنجي بينندگان و تغييرات آب و هوايي صدا محوتر مي شود.

تدوين اشكال اكثراً در تبليغات و پيام هاي بازرگاني تلويزيوني به كار مي روند رساندن پيغام در ۳۰ ثانيه كار مشكلي است بنابراين اكثراً تبليغ كنندگان سعي مي كنند كه پيغام خود را با آسان ترين روش تصويري ممكن بيان كنند.

براي مثال تبليغ مبارزه با دخانيات را در نظر بگيريد . نياز اين ميان برنامه داشتن چند پاكت سيگار به طور ايستاده در يك دشت سفيد بي پايان است . يكي از آن پاكت ها به صورت برآمده و چشمگيري از جلوي بقيه آنها به چشم بيننده مي رسد . در طول ميان برنامه اين نما در نماي ديگري از سنگ قبرها در يك قبرستان محو (ديزالو) مي شود هر پاكت سيگار در نماي اول دقيقاً همان جايي است كه سنگ قبري در نماي دوم است.

بيننده به احتمال خيلي زياد فقط يك برداشت از اين تدوين مي كند كه اين برداشت مرگ زودرس در اثر مصرف دخانيات است. درك پيغام اين تبليغ هرچه كه باشد تطبيق تصاوير چيزي است كه به بيننده كمك مي كند تا اين پيغام را دريابد . شكل ها چيزي جز مستطيلهاي ساده نيستند .پس تركيب و تطبيق آنها دقيق است. كنار هم قرارگيري و اتحاد خيالي در طول دیزالو مفهوم تقريباً واضحي را القا كرده و پيغام تبليغ را به طور مختصر منتقل ميكند .

در صورتيكه مدت زمان دیزالو به اندازه كافي باشد و صداها هم با يكديگر هماهنگ باشند، بينندگان به راحتي در جريان تغييرات از یک نما به يك نماي ديگر هستند واين را مديون تطابق اشكال هستيم.

 

 

تدوین بر مبنای مفهوم

تدوین مفهوم یعنی اینکه دو نمای مختلف از مضمونی متفاوت به شکلی در کنار هم قرار بگیرند که با توجه به عناصر بصری موجود در آنها مفهومی پوشیده و ضمنی – و نه صریح – از داستان را برساند. باید گفت كه اين عمل بدون هيچ وقفهْ بصري آشكاري براي بيننده صورت مي گيرد.

تدوين بر مبنای مفهوم اغلب به وسيلۀ کارگردان در مراحل اوليه دکوپاژ طراحی می شود. فيلمساز از قبل مي داند كه دو نماي جدا دقيقاً چه زماني در يك داستان به هم وصل مي شوند و چه حسي را منتقل مي كنند. فيلمساز همچنان صحنه هاي پر احساس فیلمش را می شناسد و حتي مي تواند تصوری غيرواقعي را در ذهن ببينده به وجود بياورد. خيلي به ندرت پيش مي آيد كه يك تدوينگر بتواند راش تدوین نشده را تدوين مفهومي كند بدون اینکه از قبل توسط فیلمساز طراحی نشده باشد. باید توجه داشته باشيد كه اين نوع تدوين باید خیلی ظریف انجام شود و اگر معني در نظر گرفته شده براي بيننده واضح نباشد آن زمان است كه احتمالاً شما موجب گسسته شدن ناخواستة جريان اطلاعات بصري فیلم برای مخاطب شده ايد.

مثال پاكت هاي سيگار و سنگ قبرها – که در بخش تدوین فورم به آن اشاره کردیم – بسيار شبيه تدوين مفهوم است. این مفهوم كه استعمال دخانيات مضر است از افتادن تصوير پاكت سيگارها به روي سنگ قبرها بوجود می آید. مثال ديگر تدوين مفهوم مي تواند سناريوي سادة زير باشد. دو دختر و دو پسر باهم بيرون مي روند و يكي از دخترها به دو نفر ديگر اعلام ميكند كه او و دوست پسرش (يكي از پسرها)تصميم دارند ازدواج كنند – پسري كه قصد ازدواج ندارد به ديگري رو مي كند و از او مي پرسد كه چه حسي دارد- برش به نماي نزديكي از يك تلويزيون که فيلمی قديمي را نشان ميدهد و در آن زنداني اي غل و زنجير به پا دارد- برش به نماي دوري از مرد و زن در شرف ازدواج كه روي كاناپه اي نشسته و در حال ديدن فيلم هستند.

هيچكدام از اين نماها ربطي به ديگري ندارند . نماي آن زوج ها در رستوران به هيچ وجه با نماي نزديك فيلم قديمي ارتباطي ندارد . نيازي به اجراي شش عنصر تدوين در اينجا نيست . اين عناصر در نماها نيستند كه تدوين مفهوم را شكل ميدهند بلكه تاثير اتفاقي است كه در ذهن بيننده در زمان پيوند آن دو نما به هم رخ مي دهد . به وضوح مرد در مورد تصميم به ازدواج شك و شبهه هايي دارد.

5 (100%) 1 vote
0
برچسب ها :